این ماه هم نیومدی .....
سلام عزیزم ، خوبی مامانی ؟
اون بالا خوش میگذره ؟
حتما خیلی بهت خوش میگذره که من و بابایی هر چه قدر منتظرت میمونیم راضی نمیشی بیای پیش ما .
عزیزم این ماه هم نیومدی .....
دل مامانی خیلی خیلی شکست .....
قربونت برم ، با این که ندیدمت و ندارمت ، اما خیلی دوست دارم
ولی .......... من و بابایی دیگه از این ماه ........... شاید
دیگه ننوشتیم که منتظرت هستیم
نمیگم منتظرت نمی مونیم ....... ما بی صبرانه منتظر اون لحظه ای هستیم
که خدا شما رو توی دل من و بعد از اون توی بغل من و بابایی بزاره
اما شاید اینجوری بهتر باشه .....
شاید اگه بی خیال باشم هم واسه خودم بهتر باشه و هم اینکه شما زودتر بیای
پس ما رو ببخش عزیزم از اینکه دیگه نمیگیم منتظرت هستیم .
خیلی خیلی ناراحت و داغونم
دیگه از این ماه تلاشی واسه اومدن شما به زندگیمون نمیکنیم
شاید اینجوری دلت به حالمون بسوزه و بیای
شایدم .......... من نتونستم طاقت بیارم و فقط همین ماه رو
به قول خودم "بی خیال" بودم .
اما همه اونایی که منظر نی نی هستن میدونن که چی میگم
من نمیدونم معنی بی خیالی چیه و چطور میشه بی خیال بود
در حالی که همه فکرم ، همه روحم ، همه وجودم ، تک تک سلول های بدنم
تو رو فریاد میزنن ، تو رو میخوان !!
پس چطور میتونم بی خیال باشم ؟
چطور میتونم فراموشت کنم ؟
مگه قلبم میتونه این کار رو کنه ؟؟
روحم چی ؟
مگه اون میتونه ؟؟
پس چرا همه ی دور و بری هام اینو ازم میخوان ؟
مگه اونا نمیدونن که نمیشه ؟؟
که شدنی نیست ؟..................................................................
ای خدای بزرگ
کمکم کن

دست از طلب ندارم تا کام من سر آید
یا جان رسدد به جانان یا جان زتن درآید
.gif)
هر وقت کم می آورم میگویم :
اصلا مهم نیست .....
اما تو خوب میدانی که نبودنت چقدر برایم مهم است .....

این ماه هم نیومدی ..... 


